زنان در حاشیه انتخاب

من ساراهستم  (اسم مستعار) ؛ متولد ۱۳۷۶ هجری خورشیدی، دومین فرزند خانواده‌ای معمولی. پدرم کشاورزی می کرد، روی قطعه زمین کوچکی که از پدرش به ارث برده بود و مادرم زن خانه دار که بیشتر اوقات بیماربود، و بیشتر عمرش را با درد گذراند. در خانواده‌ ای بزرگ شدم که پدر خانواده، نه‌ تنها ستون […]

ما و فمینیسم

در جهان امروز، فمینیسم یکی از بحث ‌برانگیزترین موضوعات اجتماعی و فکری است؛ مفهومی که از یک ‌سو مدافع رفع هرگونه تبعیض، حقوق برابر و حفظ کرامت زنان است و از سوی دیگر، در جوامع سنتی و مذهبی اغلب به‌ عنوان پدیده‌ ای غربی، وارداتی و گاه ضد دین تلقی می‌شود. همین برداشت دوگانه، سبب […]

دست دادن مرد با زن به قصد مصافحه

در روزهای اخیر ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شد که در آن خانم دکتور سیما سمر با جمعی از مردان و زنانی که در استرالیا به استقبالش صف بسته‌اند برای احوال‌پرسی دست می‌دهد، و در آن میان یک جوان از هموطنان ما هنگامی که خانم سمر دستش را به سوی او دراز می‌کند، […]

ضرورت گفتمان حقوق سیاسی زنان در عصر حاضر

مباحث حقوق زنان ریشه‌های عمیق و طولانی در تاریخ جوامع بشری دارد، اما امروز آن‌چه به‌عنوان حقوق سیاسی زنان با گستره جهانی شناخته می‌شود، حقوق و آزادی‌هایی است که در برخی از اسناد بین‌الملل حقوق بشری دسته‌بندی و گنجانده شده است. حقوق سیاسی زنان هم حقوق‌دانان و هم اندیشمندان دینی و فقیهان را به خود […]

از متن به حاشیه

در جریان سفر اخیر سیما سمر، رئیس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر، در آسترالیا، برخی افراد  و کاربران صفحات اجتماعی به مسایل فرعی توجه کردند. نگارنده این مقاله در صدد پرداختن به کارنامه و یا شخصیت داکتر سمر نیست، بلکه به موضوعی می‌پردازد که سبب جدال و دعوا در شبکه‌های مجازی شده است.   در […]

در سایه شرم و روشنی امید (بخش آخر)

این‌ حرف فروزان مرا به فکر فرو‌برد، یعنی چی که از ما گذشت … چون سنی از وی نگذشته او هنوز در ایام جوانی است، بقول خودش بیست و پنج سال عمر دارد چرا باید این چنین از عمر رفته سخن بگوید.   متاسفانه شرایط زندگی زنان دراکثر روستاها طوری است که میانگین عمر در […]

آرزو های محال

ساعت حوالی چهار صبح خزان است، همه‌جا تاریک است. تنها چشمانی که بیدارند، جفت چشم‌های عسلی من هستند. ماه کوچک، چهار ستارهٔ درخشان و نسیم خنک صبحگاهی. چه خوب است امید داشتن، امید داشتن به آمدن روزهای بهتر، روزهایی که در آن بخندم!   هوای بیرون رو به سردی زمستان رفته است، بستر خوابم گرم […]

 در سایه شرم و روشنی امید (بخش دوم)

ادامه…. آن روز فروزان از کودکی هایش، آرزوها و امیدهایی که اکنون بر باد رفته می دید؛ قصه کرد. فردای آن روز، وقتی او را در محل کارش ـ که یک دکان کوچک خیاطی بود ـ دیدم، سرحال ‌تر از دیروز به نظر می‌رسید. قصه ‌اش را از همان جایی که دیروز قطع کرده بود، […]

«گوییا خانه فرو ریخت سر من»

ساعت ۸:۴۵ صبح است. در اتاقی کنار پنجره تنها نشسته‌ام. کلکین اتاق رو به طلوع آفتاب است، نور مستقیم بر صورتم می‌تابد. درست روبه‌رویم دو گلدان کوچک، یکی گلِ چای و دیگری آلوئه‌ورا، آرام جا خوش کرده است. در سکوتی که فقط صدای نفس‌هایم و تیک‌تاک ساعت آن را می‌شکند، نشسته ام و برای هفته‌نامه‌ای […]

در سایه شرم و روشنی امید (بخش اول)

از نگاه مملو از خجالت معصومانه روستایی ‌اش به‌ خوبی پیدا بود که تمایل چندانی به دیده شدن ندارد. انگار از جلب توجه دیگران گریزان است. همین گوشه‌ گیری وتلاش برای پنهان ماندن، گاهی آدم را بیشتر کنجکاو می‌ کند؛ وادارت می‌کند بخواهی از راز پشت آن نگاهها و رفتارهای محتاطانه سردربیاوری. احساس می کردم […]

Her Voice Today یک بستر آزاد و مستقل است که صدای زنان را بلند می‌کند و داستان‌های واقعی را به اشتراک می‌گذارد. هدف ما ایجاد یک جامعه آگاه و فراگیر است که در آن هر فرد فرصت شنیده شدن و مشارکت در تغییرات مثبت اجتماعی را داشته باشد.

© ۲۰۲۵ hervoicetoday.com – تمامی حقوق این وب‌سایت محفوظ است.