اگر طالبان نمیآمدند…
آری، اگر طالبان نمیآمدند… من امروز تنها دخترِ وکیلِ خانواده بودم؛ با مدرک دکتری حقوق، با لباس فاخر و مشکیِ وکالت و کتاب قانون در دست، پا به محکمه میگذاشتم و با خواندن بندبند مواد شیرین قانون اساسی، برای گرفتن حق دختران این سرزمین میایستادم.
آری، اگر طالبان نمیآمدند…
امروز با پروندهی دختر شانزدهسالهای که به زور به عقد مردی هشتادساله درآمده بود، در محکمه با قامتی استوار میایستادم و برای گرفتن حقش، امضای قاطع قاضی را پای حکم طلاق میگرفتم.
میدانی اگر طالبان نمیآمدند چه میشد؟
دختران این سرزمین حق تحصیل، حق کار، حق انتخاب، حق مهریه، حق طلاق و هزاران حق دیگر داشتند؛ حق هایی که برای رسیدن به آنها ساعت ها کتاب میخواندند، درس می خواندند و زحمت میکشیدند.
اگر طالبان نمیآمدند، من به تکتک مکاتب می رفتم و به دختران سرزمینم میگفتم:
“تو حق داری نخواهی.
تو حق داری نه بگویی.
تو حق داری خودت انتخاب کنی.
اگر طالبان نمیآمدند، دختران قد و نیم قد این سرزمین برای آموختن و درس خواندن، آواره ای کشورهای بیگانه نمیشدند.
اگر طالبان نمی آمدند، هیچ فعلِ مهاجرتی اینچنین بر زندگی ما صرف نمی شد.
هیچ خانه داری بی خانه نمی شد.
هیچ انسانی از بال هواپیما به زمین نمی افتاد.
هیچ نوزادی بدون مادر، پشت دیوارهای میدان هوایی رها نمیشد.
هیچ نوجوانی در غربت، اردوگاه و زندان را تجربه نمیکرد.
هیچ جوان تحصیلکرده ای برای چند لقمه نان، در کشور های همسایه کارگری نمیکرد.
هیچ پیرزنی تنها در خانه نمیماند.
هیچ پسرکی زیر پاهای پولیس درد را تجربه نمیکرد.
هیچ دخترکی تن به ازدواج اجباری نمیداد.
هیچ مادری غرق شدن پسرش را در مسیر قاچاق نمیدید.
هیچ پدری دخترش را به مردی هشتادساله نمی سپرد.
هیچ مکتبی بدون حضور دختران نمیبود؛ هیچ درِ مکتبی به روی آنان بسته نمیماند.
هیچ کتابخانه ای بدون دانشجو نمیماند.
هیچ کتاب فروشی بدون خریدار نمیبود.
هیچ استادی بدون شاگرد نمیماند.
هیچ بیماری بدون داکتر نمیماند.
و هیچ دختری بدون آزادی نمیبود…
آری، اگر طالبان نمیآمدند…
کوچه پسکوچه های لیسه ای حبیبیه، کافه های کارته چهار و بازار پل سرخ، با دختران قد و نیم قد و مغرورِ وطن که لباس مکتب بر تن داشتند، سیاه و سفید می شد؛ پر از شور زندگی، کتاب، خنده و امید.
آری…قشنگی و زیبایی کابل تنها در کوهها و خیابانهایش نیست؛ زیبایی کابل به رنگارنگی لباس دخترانش است، به شلوغی کتابخانه ها، به کاغذپران بازی کودکان، به لبخند پیرزنان و به نگاه های عمیق و با وقار مردان این سرزمین.
کابل زمانی زیباست که دخترانش آزادانه راه بروند، کتاب در دست داشته باشند، درس بخوانند، کار کنند، انتخاب کنند و رؤیاهایشان را زندگی کنند.
زیبایی وطنم را به ما برگردانید…
نویسنده: زینب الهام


